تبليغاتX
ღ سایبون عاشقی ღ


ღ سایبون عاشقی ღ

 

.:: توضیحات ::.

موضوعات وبلاگ :
عکسهای عاشقانه . شعرهای عاشقانه
عکس های غمگین . شعرهای غمگین
روابط عاشقی . عکس تولد . داستان غمگین
ترفند اینترنت . ترفند کم شدن حساب تلفن
عکس بازیگران.عکس سوسانا. کارت پستال
picture . love l
دلتنگی . شکست عشق . غم عاشق
با حساب گوشی دیگران حرف بزنید
ترفند افزایش سرعت اینترنت


عاشقانه عارفانه بي بهانه خالصانه باصداقت
بي نهايت تا قيامت دوستت دارم



 


.:: توضیحات ::.

صفحه نخست
پست الكترونيك
 


.:: آرشیو ::.
 

هفته چهارم شهریور 1386
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386

 


.:: آرشیو موضوعی ::.
 

شعر و جک
شعرهای عاشقانه
ترفندهای اینترنت
جك و sms
عکس
عکس عاشقانه
داستان غمگین
شعرهای غمگین
عکس بازیگران

 


.:: پیوندها ::.


..:: FarNo0sh ::..
..:::::::مارال:::::::..
.::::پسران انتظار::::.
ღღღ;'.Give me your heart.';ღღღ
.:Mona در جاده آرزوها:.
...::::::Asheghtarin::::::...
..:::ملکه ی قبرستان عشق :::..
...::::::::ماه و آسمون:::::::...
...::::استقلال قهرمان::::...
..::::My Notbook:::::...
....:::::محمد:::::....
...:::::پيام و مهرناز:::::...
.......:::::::غزال13:::::::.......
....::::::دختره تنهايي شب::::::....
.:به تو مي انديشم * عاطفه *:.
..:::::::هك و بوت:::::::::...
...::::::somita::::::...
.::: آبي پوشان اهواز :::.
.::: روي ماه خدا رو ببوس :::.
......:::::: كارت پستال ::::::......
..::: شیلا دختری از دیار عشق:::..
....:::::: زندگی رویایی ::::::....
....::::::: فاطمه :::::::....
..:::: ANti BOY ::::..
..:::: علی ::::..
...:::: ترانه ایرانی ::::...
.: عشق استقلال * ستاره :.
....::::: همه ی هستی من :::::....
.....::::: هادی و عسل :::.....
...::: رسم عاشقی :::...
....::::satan-worshipper::::....
.منم سرگشته و حیرانت ای دوست.
...:::: خاطرات مريم خانوم ::::...
.:به نام آنکه عشق را آفرید:.
.:وضعیت ایدی یاهوو:.
.::حالا تو بیا::.
.:سریال های کره ای:.
بزرگترین مرکز موبایل فارسی زبانان
طراحی بنر رایگان
بزرگترین فروشگاه ایرانیان
....::::: دل عاشق :::::....
.: به نام اونی که همیشه تو قلبمه :.
درد عشق دردی است که درمان ندارد
....::::::::: عاشق تنها ::::::::.....
....::::: سکوتی پر راز :::::....
.::@@@ AM!R @@@::.
..::: دختری به نام شبنم :::..
.....::::::::: سیاهرگ :::::::::.....



.::
قالب از ::.
 

مارال

www.MaraL.com


 

 

.:: لینکهای جالب ::.


 


.:: نظرسنجی ::.


 


.:: موزیک آنلاین ::.


سايت بهاربيست

قالب وبلاگ

 

.:: لوگو سایت ::.


 

.:: آمار سایت *وضعیت یاهو ::.


 


.:: لوگوی دوستان ::.


لحظه


 

    

همه گويند كه: تو عاشق اويي
گر چه دانم همه كس عاشق اويند 
ليك مي ترسم ، يارب 
نكند راست بگويند ؟
روشني 
اي شده چون سنگ سياهي صبور 
پيش دروغ همه لبخندها 
بسته چو تاريكي جاويدگر 
خانه به روي همه سوگندها 
من ز تو باور نكنم ، اين تويي ؟
دوش چه ديدي ، چه شنيدي ، به خواب ؟
بر تو ، دلا ! فرخ و فرخنده باد 
دولت اين لرزش و اين اضطراب 
زنده تر از اين تپش گرم تو 
عشق نديده ست و نبيند دگر 
پاكتر از آه تو پروانه اي 
بر گل يادي ننشيند دگر



مهدی اخوان ثالث


میدونم عکس ربطی به شعر نداره اما خوشگله...;-)

  
 
 لینک نوشته - ..:: Nilo0Far ::.. - چهارشنبه 25 شهریور1388
   

 

 

روز عشق


 

    

یار بود و عشق بود و دست من

آسمان و ماه و چشم مست من


زندگی مثل گل قالی نبود

عشق‌ها، بی روح و پوشالی نبود


عشق یک چشم پر از آیینه بود

قلب‌ها خالی از هر کینه بود


عشق مثل عمق اقیانوس بود

بی‌وفایی همچنان کابوس بود


راستی امروز آن گلشن کجاست ؟

جایگاه عشق ورزیدن کجاست ؟


از چه ما با قلب صادق بد شدیم ؟

امتحان عشق بود و رد شدیم


راستی آن روز رؤیایی چه شد ؟

آن همه عشق اهورایی چه شد ؟


چشمهایی که به قلبم دوخت کو ؟

هستیم را پای تا سر سوخت کو ؟


عشق اگر جویم عذابم می‌دهند

کودکم خوانند و خوابم می‌دهند


خانه‌ها خالی شده از یاسمن

یار من خندد به قلب پاک من


گفت شاعر : عشق جز افسانه نیست

شمع عاشق نیست پروانه نیست


یک دروغ کهنه کمرنگ بود

شمع با پروانه کی یکرنگ بود ؟


من ولی گویم که عشق افسانه نیست

هرکه جوید عشق را دیوانه نیست


مردمند آنان که خود افسانه ‌اند

دلخوش جام می و پیمانه ‌اند


مردمان را طاقت دیروز نیست

تاب اشک و ناله ی جانسوز نیست


مردمان با عشق و مستی بد شدند

عشق را دیدند و غافل رد شدند


رد شدند و سوی دولت آمدند

عشق را کشتند و راحت آمدند


راستی آن روز زیبا بود عشق

کاش اینک هم شکوفا بود عشق

 

  
 
 لینک نوشته - ..:: Nilo0Far ::.. - یکشنبه 17 خرداد1388
   

 

 

پنجره


 

    

امروز را به باد سپردم

امشب کنار پنجره بیدار مانده ام

دانم که بامداد

امروز ِ دیگری را با خود می آورد

تا من دو باره آن را

بسپارمش به باد ....

 

از : فریدون مشیری


  
 
 لینک نوشته - ..:: Nilo0Far ::.. - پنجشنبه 7 خرداد1388
   

 

 

بی تو من چیستم ؟!


 

    

بی تو من چیستم ؟!

ابر اندوه !

بی تو سرگردانتر از پژواکم در کوه

گرد بادم در دشت ،

برگ پائیزم در پنجه ی باد !

بی تو سرگردانتر از نسیم سحرم

از نسیم سحر ِ سرگردان !

بی سروسامان بی تو

اشکم

آهم

دردم ....

آشیان برده ز یاد

مرغ درمانده به شب

گمراهم !

بی تو سردم

خاموش !

نتپد دیگر در دل من ، دل با شوق !

نه مرا بر لب ، بانگ شادی ، نه خروش !

بی تو دیو وحشت هر زمان می دردم !

بی تو احساس من از زندگی بی بنیاد واندرین دوره ی بیدادگری ها

هر دم کاستن کاهیدن !

کاهش جانم

کم

کم

.......

 

 

از : حمید مصدق

  
 
 لینک نوشته - ..:: Nilo0Far ::.. - سه شنبه 29 اردیبهشت1388
   

 

 

دلتنگی


 

    

خاطرات سرد باران را رقم نمی زنند

هر چند دل تیره می شود در مرداب سخن...

زخم این نگاه ها .. روزهای سفر کرده !

 مثل باد می وزند .. دل باز می گیرد !

 

چه باید کرد...دلتنگی است!!!!

 

 

چه باید کرد دلتنگی  است ...

 فریاد دل نه شعر است نه نثر!!!

 قاعده کنج ندارد ! که به دیوار بگوییم سلام...پاسخ از در شنویم !

 

 ربط بی ربطی ها مطلب نا گفته است !

مثل قلب آتشین... گریه ی یاس اسیر!

فصل فرجام دل است !

 

 زخم این نگاه ها...

 سهم بی رحمی باد است.

 کاش باد صادق بود....

 تا می آمد صدای قاصدک !

 مثل گل ها باید !

 

اینجا دلتنگی است... سهم باران ها

 سوز چشم باران چتر های باز است.

 گرچه می بارد هنوز...

دل ما گریان است !!!

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - سه شنبه 22 اردیبهشت1388
   

 

 


 

    

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم
تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی
و من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم
تو دریای ترینی آبی و آرام و بی پایان
و من موج گرفتاری اسیر دست طوفانم
تو مثل آسمانی مهربان و آبی و شفاف
و من در آرزوی قطره های پاک بارانم
نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته
به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم
تو دنیای منی بی انتها و ساکت و سرشار
و من تنها در این دنیای دور از غصه مهمانم
تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور و نامعلوم
و من در حسرت دیدار چشمت رو به پایانم
تو مثل مرهمی بر بال بی جان کبوتر
و من هم یک کبوتر تشنه باران درمانم
بمان امشب کنار لحظه های بی قرار من
ببین با تو چه رویایی ست رنگ شوق چشمانم
شبی یک شاخه نیلوفر به دست آبیت دادم
هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم
تو فکر خواب گلهایی که یک شب باد ویران کرد
و من خواب ترا می بینم و لبخند پنهانم
تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد
و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم
تو می آیی و من گل می دهم در سایه چشمت
و بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم
تو مثل چشمه اشکی که از یک ابر می بارد
و من تنها ترین نیلوفر رو به گلستانم
شبست و نغمه مهتاب و مرغان سفر کرده
و شاید یک مه کمرنگ از شعری که می خوانم
تمام آرزوهایم زمانی سبز میگردد
که تو یک شب بگویی دوستم داری تو می دانم
غروب آخر شعرم پر از آرامش دریاست
و من امشب قسم خوردم تر ا هرگز نرنجانم
به جان هر چه عاشق توی این دنیای پر غوغاست
قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم
بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد
دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم


  
 
 لینک نوشته - ..:: Nilo0Far ::.. - شنبه 19 اردیبهشت1388
   

 

 

شعر عاشقانه 3


 

    

چی بگم از كجا بگم


دردمو با كیا بگم


بهتره كه دم نزنم


حرفی از عشقم نزنم


از عشقی كه گم شد ورفت


عاشق مردم شدو رفت


عشقی كه بی فروغ نبود


برای من دروغ نبود


بغض نشسته تو گلوم


وقتی نشستی روبه روم


من از خودم چرا بگم


باید از اون چشا بگم


خیره تو چشم مست تو


دست میدم به دست تو


دل از زمونه میكنم


حرف دلم رو میزنم


چه حالتی داره چشات


نرگس بیماره چشات


چشم تو خوابم میكنه


مست و خرابم میكنه


وقتی نشستی رو به من


ازعاشقی بگو به من


بزار چشات دل ببره


اینجوری باشه بهتره


چشات اگه پس نزنن


چشای سرسپردمو


میشه فراموش كنم


خاطره های مردمو

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - سه شنبه 25 فروردین1388
   

 

 


 

    

چی بگم از كجا بگم
دردمو با كیا بگم

بهتره كه دم نزنم
حرفی از عشقم نزنم
از عشقی كه گم شد ورفت

عاشق مردم شدو رفت
عشقی كه بی فروغ نبود

برای من دروغ نبود
بغض نشسته تو گلوم

وقتی نشستی روبه روم
من از خودم چرا بگم

باید از اون چشا بگم
خیره تو چشم مست تو
دست میدم به دست تو

دل از زمونه میكنم
حرف دلم رو میزنم
چه حالتی داره چشات

نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم میكنه
مست و خرابم میكنه

وقتی نشستی رو به من
ازعاشقی بگو به من
بزار چشات دل ببره

اینجوری باشه بهتره
چشات اگه پس نزنن
چشای سرسپردمو

میشه فراموش كنم
خاطره های مردمو

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - چهارشنبه 5 فروردین1388
   

 

 

شعر عاشقانه


 

    

لبانت
به ظرافت شعر
شهوانی ترین بوسه ها را به چنان شرمی مبدل می کند
که جاندار غار نشین از آن سود می جوید
تا به صورت انسان دراید

و گونه هایت
با دو شیار مّورب
که غرور تو را هدایت می کنند و
سرنوشت مرا
که شب را تحمل کرده ام
بی آن که به انتظار صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتی سر بلند را
از رو سپیخانه های داد و ستد
سر به مهر باز آورده ام


هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی نشستم!

و چشمانت از آتش است

و عشقت پیروزی آدمی ست
هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد

و آغوشت
اندک جائی برای زیستن
اندک جائی برای مردن
و گریز از شهر
که به هزار انگشت
به وقاحت
پاکی آسمان را متهم می کند


کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد

در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد -
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

توفان ها
در رقص عظیم تو
به شکوهمندی
نی لبکی می نوازند،
و ترانه رگ هایت
آفتاب همیشه را طالع می کند

بگذار چنان از خواب بر ایم
که کوچه های شهر
حضور مرا دریابند
دستانت آشتی است
ودوستانی که یاری می دهند
تا دشمنی
از یاد برده شود
پیشانیت ایینه ای بلند است
تابنک و بلند،
که خواهران هفتگانه در آن می نگرند
تا به زیبایی خویش دست یابند

دو پرنده بی طاقت در سینه ات آوازمی خوانند
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش
آب ها را گوارا تر کند؟

تا آ یینه پدیدار آئی
عمری دراز در آن نگریستم
من برکه ها ودریا ها را گریستم
ای پری وار درقالب آدمی
که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد!
حضور بهشتی است
که گریز از جهنم را توجیه می کند،
دریائی که مرا در خود غرق می کند
تا از همه گناهان ودروغ
شسته شوم
وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - شنبه 1 فروردین1388
   

 

 

عزیزم عشق نو مبارک


 

    

www.saeed8000x.blogfa.com

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - جمعه 18 بهمن1387
   

 

 

تنهایم


 

    

تنهایم

کنار پنجره می آیم

نسیم تبسم تو جاریست

قاصدکها آمده اند

در رقص باد و یاد

سبز

سپید

سرخ...

و این آخرین قاصدک

چقدر شبیه لبخند خداحافظی توست!

****

می خوانمت

با هفت زبان

در اوج عشق و عاطفه ایستاده ای

سرشار از تکلم درخت و آفتاب

سرشار از تنفس آینه و عود

سرشار از بلوغ آسمان

و من هر چه می آیم

به انتهای خطوط دستان تو نمی رسم

می خواهم در بیرنگی گم شوم

****

نمی دانم

شابد به نسیمی که صبح گاه

در سایه روشن حسرت و لبخند

از کنار دستهایت عبور کرد

          می اندیشی

و من به آن بادبادکی فکر می کنم

که در سپیده دم ستاره و اسپند

در نگاه زلال تو تخم گذاشت

و تو نم نم

در تنهایی و ماه

ناپدید شدی

و تنها رد پایت

در امتداد مسیرهای خیس بی پایان

               جا ماند

****

جای تامل نیست

قاصدکها آمده اند

و تو در سرود خلسه و خاکستر

                           ناپیدا شده ای

و من به معراج نیلوفرانه تو می اندیشم

و به انتظار شب بوها

که در بهاری زرد

به شکوفه نشست

****
نمی دانم کدام پرنده

در نبض مدادهایت جاری بود

که هیچ کاغذی

در وسعت حجم آن نگنجید

راستی نگفتی کدام باد

      بادبادکهایت را با خود برد

****
پنجره را می بندم

خانه در موسیقی لبخند تو گم می شود

و آفتابگردان نگاه تو

در آسمان هشتم

ناتمام ادامه دارد

و من

به یاد آن پرنده ای می افتم

که صبح

در متن بلوغ و آفتاب

ناپیدا گم شد

     ناپیدا گم شد.

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - دوشنبه 30 دی1387
   

 

 

عشق چشم تو


 

    

به عشق چشم تو بی قرارم

 

به راهت روز و شب چشم انتظارم

 

بگو با من به لحنی نرم و آرام

 

بگو زیبا چقدر باید ببارم

 

چرا گفتی من زیباترینم

 

تو را تنهای تنها می گذارم

 

برو چون با نگاه عاشق خود

 

تو را دست خداوند می سپارم

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - دوشنبه 2 دی1387
   

 

 


 

    

دلم از دوری دلها تنگ است

دلم از این همه نا مردی ها

دلم از لهجه پاییزی رویای زمان در پندار

 

دلم از این همه فریاد ، بر آیین دلت غمگین است

 

دلم از دوری دیدنها ، و به آرامش فریاد رسیدن تنگ است

 

دل من می خواهد به لب فاصله ها لب بسپارد و چو باد برسد بر گهر سرخ نگین آسایت

 

دل من خونین است

 

دل من غمگین است

 

دل من باور من در پس این همه خوبی و بدی و انتظار ، ره چشمان تو را می پوید

 

دل من در پی ایجاد کلامی میگشت که رهی بر دل تو باز کند

 

دل من در گذر این همه کاش کاشکی کمی از فاصله ها بر می داشت

 

دل من می ماند

 

دل من می پوسد

 

دل من شیفته هیچت گشته

 

دلکم این دل نالان و خموش با صدای نفست زنده شده ، بی صدای نفست میمیرد

 

دلکم میمیرد بی تو دیگر هیچست بی تو دیگر نفسی نیست که فریاد دلم بشناسد

 

دلکم را بپذیر شاید این بار به آرامش فردا برسیم .

 

Heart.jpg

                                                   دست نوشته : میلاد امیری

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - جمعه 1 شهریور1387
   

 

 

یادگاری عشق


 

    

گفت:می خوام برات یه یادگاری بنویسم

گفتم:کجا؟

گفت:رو قلبت.

گفتم:مگه میتونی؟

گفت:سخت نیست آسونه

گفتم:باشه بنویس تا همیشه به یادگار بمونه

یه خنجر برداشت

گفتم: این چیه؟

گفت:سیسسس

ساکت شدم

گفتم:بنویس دیگه چرا معطلی.

خنجر رو برداشت و با تیزی خنجر نوشت:

دوستت دارم دیوونه

اون رفته ,خیلی وقته ,کجا؟ نمیدونم.

اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده.

دوستت دارم  دیوونه

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - چهارشنبه 16 مرداد1387
   

 

 

آخه دله من . . .


 

    

دلم را هيچکس باور نداشت

 

هيچکس کاري به کار من نداشت....بنويسيد بعد مرگم روي سنگ

 

 با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ....او که خوابيده است در اين گور سرد

 

بودنش را هيچکس باور نکرد

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - چهارشنبه 26 تیر1387
   

 

 


 

    

کشیدم بغض های دیشب خود

 

زدم رنگ قشنگی بر لب خود

 

نیاز با تو بودن را چو دیدم

 

شکستم بازهم در تب خود

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - چهارشنبه 15 خرداد1387
   

 

 

کاش ....


 

     كاش قلبم درد پنهاني نداشت. چهره ام هرگز پريشاني نداشت

 كاش برگه هاي آخر تقويم عشق ، خبر از يك روز باراني نداشت

 كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت

 كاش ميشد عشق را تفسير كرد. دست و پاي عشق را زنجير كرد

 كاش يا رب آشنايي ها نبود يا به دنبالش جدايي ها نبود

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - یکشنبه 22 اردیبهشت1387
   

 

 

اشک عشق


 

    

قطره دلش دریا می خواست.خیلی وقت بود که به خدا گفته بود.هر بار خدا میگفت از قطره تا دریا راهی است

 طولانی.راهی از رنج و عشق و صبوری.هر قطره رالیاقت دریانیست.قطره عبور کردوگذشت.قطره

 ایستادومنجمدشد.قطره روان شدو راه افتادوبه اسمان رفت هربار چیزی تازه ازعشق ورنج وصبوری

 اموخت.تاروزیکه خدا گفت:امروز روز توست روز دریا شدن وخدا قطره رابه دریا رساند.قطره دریارا

 چشیدوطعم دریا شدن را.روز دیگرقطره به خدا گفت:ازدریا بزرگتر هم هست.خدا گفت:اری هست .قطره

 گفت:پس من ان را میخواهم.بزرگترین را بینهایت را.خداقطره را برداشت ودرقلب ادم گذاشت وگفت:این

 بینهایتاست. ادم عاشق بود ودنبال کلمه ای می گشت تا عشقش را در ان بریزد اما هیچ کلمه ای توان

 سنگینی عشق را نداشت.قطره از قلب عاشق عبورکرد ادم همه ی عشقش راتوی قطره ریختو وقنی قطره از

 چشم عاشق چکیدخدا گفت:حالا تو بینهایتیچون که عکس من در اشک عاشق است

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - یکشنبه 22 اردیبهشت1387
   

 

 

هر وقت عاشق شدی...


 

     هر وقت دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره

 

 هر وقت نا امید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی

 

 وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه

 

 وقتی دلت خواست از غصه بشکنی به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - پنجشنبه 15 فروردین1387
   

 

 

عاشقانه


 

    
                                                 دل من و حرفاي بچه گونه

 
                                               تو باز مي گي برو بابا ديوونه

 
                                               شب و غم و يه آسمون ستاره

 
                                                من و تو و حرفاي نيمه کاره

 
                                               دلم ميگه که گردش زمونه اس

 
                                                 نگاه تو دنبال يه بهونه اس

 
                                                 يادم باشه بندازمت توي آب

 
                                               شايد بشي ماهي من توي خواب

 
                                               قلاب عشقو مي ندازم توي آب

 
                                               شايد به چنگت بيارم توي خواب

 
                                                   بيا بگرد دور دلم حسابي

 
                                                   منم شدم ماهيگير قلابي

 
                                               بهونه اونجاست سر اون قلابه

 
                                             قلاب همون جاست سر اون مردابه

 
                                               بدو زرنگ باش توي اين زمونه

 
                                                نگو دلم روي زمين مي مونه

 
                                               يه وقت نگي من بي وفايي کردم

 
                                                 يا که خودم دلمو هوايي کردم

 
                                                    تو دنبال بهونه بودي منم

 
                                                   فقط برات بهونه پيدا کردم

                                                                       
        

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - چهارشنبه 22 اسفند1386
   

 

 

دیگه دوستم نداری


 

    
                      عاشق من نبودی

 

                                      دلم مي خواد يه چيزي رو بدوني

                                         ديگه نه عاشقي نه مهربوني

                                         منم ديگه تصميمم رو گرفتم

                                      اصلا نمي خوام كه پيشم بموني

                                     ديشب كه داشتم فكرام و مي كردم

                                         ديدم با تو تلف شده جووني

                                        يه جا يه جمله ي قشنگي ديدم

                                         عاشقو بايد از خودت بروني

                                      چه شعرايي من واسه تو نوشتم 

                                       تو همه چيز بودي جز آسموني

                                          يادت مياد منتم رو كشيدي ؟

                                          تا كه فقط بهت بدم نشوني ؟

                                        يادت مي اد روي درخت نوشتي

                                      تا عمر داري براي من مي خوني ؟

                                          يادت مياد حتي سلام من رو 

                                         گفتي به هيچ كس نمي رسوني

                                         حالا بيار عكسامو تا تموم شه 

                                        اگر كه وقت داري اگه مي توني

                                         نگو خجالت مي كشي مي دونم

                                         تو خيلي وقته ديگه مال اوني

                                     خوش باشي هر جا كه مي ري الهي

                                           واست تلافي نكنه زموني

                                                                                       (مریم حیدرزاده)

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - جمعه 17 اسفند1386
   

 

 

عشق تنها


 

    
 سکوت ميکنم که نگفتنم بهتر است که نفس کشيدنم بهانه است.

 

بهانه اي براي انتظار. دروغ و صد دروغ که برگردي.

 

باور نکردن رفتنت از کنار من. شکستن سکوت شب با گريه هاي من.

 

خسته ام از بي وفايي تو نمي توانم حتي گله اي کنم از حرف هاي تو.

 

اين عشق گلويم را بسته...چه بگويم که نگفتنم و گفتنم رسواييست!

 

دليل بر نبودن عقل است بر اين عاشق تنها !

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - سه شنبه 14 اسفند1386
   

 

 

احساس عشق


 

    


هيچ کس ويرانيم را حس نکرد...

 

وسعت تنهاييم را حس نکرد...

 

در ميان خنده هاي تلخ من ، گريه پنهانيم را حس نکرد...

 

در هجوم لحضه هاي بي کسي، درد بي کس ماندنم را حس نکرد...

 

آن که با آغاز من مانوس بود ، لحضه ي پايانيم را حس نکرد....

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - جمعه 10 اسفند1386
   

 

 

عشق


 

    
در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي

 از عاشقان و دلسوختگان. قاضي نامم را بلند خواند و گناهم

 را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي

 و مرگ . كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام

 را بگويم و ومن گفتم به تو بگويند ... دوستت دارم

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - چهارشنبه 8 اسفند1386
 

 

 

××آرزو دارم××


 

    
آرزو دارم شبي عاشق شوي

 آرزو دارم بفهمي درد را

 تلخي برخوردهاي سرد را

 مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کنی

 مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني

 مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من

 نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - چهارشنبه 8 اسفند1386
   

 

 


 

    

کاش می شد من از این دایره پرواز کنم

                          مثل آن شبنم یخ بسته گل های سپید در تو تبخیر شوم

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - یکشنبه 7 بهمن1386
   

 

 

چه ساده


 

     تو چه ساده ای و من چه سخت

                            تو پرنده ای و من درخت

        آسمان همیشه مال توست

                                 ابر زیر بال توست

                 من ولی همیشه دیرکرده ام

                                        تو به موقع میرسی ومن

                             سالهاست دیر کرده ام

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - شنبه 15 دی1386
   

 

 

افسوس


 

    
وقتي سركلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود كه كنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي كرد.

به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي كردم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهي به اين مساله نمي كرد.

آخر كلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست. من جزومو بهش دادم.بهم گفت" : متشكرم" و گونه من رو بوسيد.

مي خوام بهش بگم، مي خوام كه بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نمي دونم.

ادامه مطب را کلیک کنید...

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - چهارشنبه 28 آذر1386
   

 

 


 

     کرگدن گفت:نه ,امکان ندارد.کرگدنها نمی توانند با کسی دوست بشوند.

دم جنبانک گفت:اما پشت تو می خارد.لای چینهای پوستت پر از حشره های ریز است.یکی باید پشت تو را بخاراند.یکی باید حشره های تو را بردارد.

کرگدن گفت: اما من نمی
توانم با کسی دوست بشوم.پوست من خیلی کلفت است.همه به من می گویند پوست کلفت.

دم جنبانک گفت:اما دوست عزیز,دوست داشتن به قلب مربوط میشود نه به پوست.

کرگدن گفت:ولی من که قلب ندارم,من فقط پوست دارم
.

دم جنبانک گفت:این که امکان ندارد,همه قلب دارند.

کرگدن گفت:کو,کجاست؟من که قلب خودم
را نمی بینم.

دم جنبانک گفت:خب,چون از قلبت استفاده نمی کنی,قلبت را نمی بینی.ولی من مطمئنم که زیر این پوست کلفت یک قلب نازک داری.

کرگدن گفت:نه,من
قلب نازک ندارم,من حتما یک قلب کلفت دارم.

دم جنبانک گفت:نه,تو حتما یک قلب نازک داری,چون به جای اینکه دم جنبانک را بترسانی,به جای اینکه لگدش کنی, به جای اینکه دهن گشاد و گنده ات را باز کنی وآن را بخوری,داری با او حرف می زنی.

کرگدن گفت:خب , این یعنی چی؟

دم جنبانک گفت:وقتی که یک کرگدن پوست کلفت ,یک قلب نازک دارد یعنی چی؟یعنی اینکه میتواند دوست داشته باشد,میتواند عاشق شود.

کرگدن گفت:اینها که میگویی یعنی چه؟

دم جنبانک گفت:یعنی...بگذار روی پوست کلفت قشنگت بنشینم,بگذار...

کرگدن چیزی نگفت.یعنی داشت دنبال یک
جمله ی مناسب می گشت.فکر کرد بهتر است همان اولین جمله اش را بگوید.

اما دم جنبانک پشت کرگدن نشسته بود و داشت پشتش را می خاراند.داشت حشره های ریز لای چین های پوستش را بر می داشت.

کرگدن احساس کرد چقدر خوشش می آید! اما نمی دانست
از چی خوشش می آید.

کرگدن گفت:اسم این دوست داشتن است؟اسم این که من دلم می
خواهدتو روی پشت من بمانی و مزاحم های کوچولوی پشتم را بخوری؟

دم جنبانک گفت:نه,اسم این نیاز است, من دارم به تو کمک می کنم و تو از این که نیازت بر طرف میشود احساس خوبی داری.یعنی احساس رضایت می کنی,اما دوست داشتن از این مهمتر است.

کرگدن نفهمید که دم جنبانک چه میگوید
.


روزها گذشت,روزها,هفته ها و ماه ها و دم جنبانک هر روز می آمد و پشت کرگدن می نشست.هر روز پشتش را می خاراند و هر روز حشره های کوچک مزاحم را از لای پوست کلفتش بر می داشت و کرگدن هر روز احساس خوبی داشت.

یک روز کرگدن به دم جنبانک گفت: به
نظر تو این موضوع که کرگدنی از اینکه دم جنبانکی پشتش را می خاراند و حشره های مزاحمش را می خورد احساس خوبی دارد,برای یک کرگدن کافی است؟

دم جنبانک گفت:نه,کافی نیست.

کرگدن گفت:درست است کافی نیست.چون من حس میکنم چیزهای
دیگری هم دوست دارم.راستش من بیشتر دوست دارم تو را تماشا کنم.

دم جنبانک چرخی زد و پرواز کرد, چرخی زد و آواز خواند, جلوی چشمهای کرگدن.کرگدن تماشا کرد وتماشا کرد و تماشا کرد, اما سیر نشد.

کرگدن میخواست همین طور تماشا
کند.کرگدن با خودش فکر کرد این صحنه قشنگ ترین صحنه ی دنیاست و این دم جنبانک قشنگ ترین دم جنبانک دنیا و او خوشبخت ترین کرگدن روی زمین.وقتی که کرگدن به اینجا رسید احساس کرد که یک چیز نازک از چشمش افتاد.

کرگدن ترسید و گفت:دم جنبانک,دم
جنبانک عزیزم,من قلبم را دیدم.همان قلب نازکم را که می گفتی! اما قلبم از چشمم افتاد.حالا چه کار کنم؟

دم جنبانک برگشت و اشک های کرگدن را دید.آمد و روی سر او نشست و گفت:غصه نخور دوست عزیز,تو یک عالم از این قلبهای نازک داری.

کرگدن گفت:راستی,اینکه کرگدنی دوست دارد دم جنباکی را تماشا کند و
وقتی تماشایش میکند قلبش از چشمش می افتد,یعنی چه؟

دم جنبانک چرخی زد و گفت:یعنی اینکه کرگدنها هم عاشق میشوند!

کرگدن گفت:عاشق یعنی چه؟

دم جنبانک گفت:یعنی کسی که قلبش از چشمهایش میچکد.

کرگدن باز هم منظور دم
جنبانک را نفهمید.اما دوست داشت دم جنبانک باز حرف بزند,باز پرواز کند و او باز هم تماشایش کند و باز قلبش از چشمهایش بیفتد.

کرگدن فکر کرد اگر قلبش همین طور
از چشمهایش بریزد,یک روز حتما قلبش تمام می شود.

آن وقت لبخند زد و با خودش گفت:من که اصلا قلب نداشتم,حالا که دم جنبانک به من قلب داد چه عیبی دارد؟!بگذار تمام قلبم را برای او بریزم

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - دوشنبه 26 آذر1386
   

 

 

کوچه های باغ احساس


 

    

بيا در كوچه هاي باغ احساس

                                   شقايق ها را جدي بگيريم            

  اگر نيلوفري  ديديم  زخمي

                                  براي قلب پر دردش بناليم

بيا در كوچه هاي تنگ غربت

                                  براي هر غريبي سايه باشيم

بياهر شب كنار نور يك شمع

                                 بفكر پيچك همسايه باشيم

بيا ما نيزمثل روح باران

                                به روي رود تنهايي بباريم

بيادر باغ بيروح دل سرد

                               كمي روياي نيلوفر بكاريم

بيا در يك شب آرام مهتاب

                           كمي همصحبت يك ياس باشيم

اگر صد بار قلبي را شكستيم

                           بيا يك بار با احساس باشيم

         

عزیزم پس نظرت چی شد

  
 
 لینک نوشته - - شنبه 24 آذر1386
   

 

 

بهم نگو دیونه ام


 

      

فرمانرواي عشقم وقتي ازت ميخونم سردار عشقم اما تو باشي من مي مونم

 
بهم نگو ديونه ام كه خوب خودم ميدونم كه رسم و راه عشق را سر از همه ميدونم


خدا خودش مي دونه همينه جون به جونم


خدا خدا مي كنم تو را صدا مي كنم به نام نامي عشق به تو نگاه مي كنم 

   
واست دعا مي كنم ببين چه ها مي كنم محشر عاشقي را واست به پا مي كنم


محشر عاشقي را واست به مي كنم ببين چه ها مي كنم


             فرمانرواي عشقم ....


صاحب اين دل تويي تموم جونم تويي توي هر ترانه من نغمه سازم تويي


بازم ميگي ديونه ام كه قدرت را ميدونم الماس كوه نور را روي موهات مي شونم

بهم نگو ديونه ام بهم نگو ديونه ام

حسن موحدي

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - چهارشنبه 21 آذر1386
   

 

 

سخته واسم


 

     خيلي سخته که بغض گلوتو گرفته باشه، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست، همه چيزت، ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشناييت با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت، همه بهت تبريک بگن، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطرش بشکني، بعدش بفهمي که اصلا دوست نداشته ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي، بعدش بهت بگه: نمي خوامت

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - سه شنبه 13 آذر1386
   

 

 

تصویر خیال


 

    


تصوير پشت تصوير خيال روي خيال

تلي از تصوير وخيال را مي طلبم دشتي سرشار  از کلماتي و دريايي لبريز از معاني بديع را کلماتي با چنان

باري سنگين از  محتوي که بتوا نند ثقل شيدايي مرا تاب اورند که مرا بال و پر پرواز دهند که بتوانم پله پله

بر انها رو به ملکوت بروم

 که بتوانم بر انها جاري شوم

تنها در جاري شدن است که من معني مي دهم ....بايد بروم  بودن گياه تلخ فرسودن است

و رفتن چشمه زاييده باليدن است  بايد راه بيفتم  فردا سپيده دمان حرکت خواهم کرد  اه چه کسي را

خواهي کشيد که گلبرگ هاي عاطفه هاي گم شده ات سرشار از طراوت ياد هاي من اند وخوب که بينديشي خواهي ديد که من هنوز هم بوي عشق مي دهم بوي انديشيدن بوي نوشتن بوي جاري شدن

من در نوشتن بايد جاري شوم !

وعشق را در سنگلاخ سينه روزگار بايد بپرورانم

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - یکشنبه 11 آذر1386
   

 

 

من و تو


 

    
من عشق را در تو


تو را در دل


دل را  موقع تپيدن


و تپيدن را به خاطر تو دوست دارم


من غم را در سكوت


سكوت را در شب


شب را در بستر


و بستر را به خاطر انديشيدن به تو دوست دارم


من دنيا را به خاطر خدايش


خدايي كه تو را خلق كرده دوست دارم........

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - پنجشنبه 8 آذر1386
   

 

 

انتظارم به سر رسيد


 

    
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´o¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´7¶$$$$¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´1¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶$$$$¶¶$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´¶¶¶¶¶$¶¶¶¶¶¶¶¶1´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶¶$¶¶
¶´¶¶¶¶$$$$$$$$??¶¶¶¶´´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$¶$¶¶¶
¶¶¶¶¶¶$$$$$$¶$$$$$¶¶¶´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶
¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$´¶¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶$$$$¶¶
¶¶¶¶$$$¶$$$$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¢¶¶¶¶$¶¶¶¶¶$????????¶
¶¶¶$$$$¶$$$$¶$$$$$$$$$$¶´´o¶¶¶¶¶¶¶??$$$$$¶¶¶¶
¶¶¶¶$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$$$¶¶¶´´´¶¶¶7´$$$¶$¶¶$$$¶¶
¶¶¶¶$$$$$$¶$$¶$$$$$$$$$¶¶´´´´´´´¢¶¶$$$$$$$$¶¶
¶¶¶¶¶¶$?$$¶$$$$$$$$$$$$$¶¶´´oo´´¶¶$$$¶$$$$$$¶
¶´¶¶¶¶¶$$$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶´7´7¶¶$$$$$$$$$$$¶
¶´´´¶¶???$???$¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶¶¶$¶¶$$$$$$$$¶
¶´´´?¶$$??$$$??¶¶$$$¶¶o´´´´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶
¶´´´´¶¶$$?$?$$?$¶¶¶¶¶?´´´´¢¶¶¶$$$$$$$$$$$¶¶$¶
¶´´´´o¶¶$?$$$???$¶¶¶¶´´´?¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶$$¶
¶´´´´´¶¶¶$$$$??$?¶¶¶¶´¶¶¶¶$?$$$$$¶¶¶$$$$¶$$$¶
¶´´o¶¶¶$¶¶¶¶$$?$??¶¶´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶
¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$??$$¶´´´¢¶¶$$$$$¶$$$$$$¶¶¶$$$$¶
¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶$$$$¶¶1´´¶¶?$$$¶$$$¶$$$$$$$$$$¶
¶¶$$??$$$¶$$$¶¶$$$$¶¶¶´¶¶$$$$$$$$$$¶¶$$$$$$$¶
¶???$$$$$$$¶¶$$$$$$?¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶¶$$$$$$$$¶¶
¶$¶$$$$$$$$$¶¶$¶$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶$$¶¶¶$$$$$¶
¶$$$$$$¶$$$$¶$¶¶$¶$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$¶$$$¶$$$$¶
¶$$$$$$¶$$$$¶$$¶?¶$$$$$$$¶$$$$$$¶$$¶$$$¶$$$$¶
¶¢¶¶$$$¶$¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$$$¶¶¶$$$¶
¶¢$¶$$$$$¶$$$$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶¶

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - چهارشنبه 7 آذر1386
 

 

 

دوستت دارم


 

    
to night while i was kissing your lips

 

i saw ashadow of love in your eyes

 

you hustled your hand in my hand

 

you hustled your lips on my lips

 

and my arms were open for you

 

only for you... only for you

 

and when you closed your eyes

 

i knew that haw much i love you

 

and i want you to know how much i love you

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - سه شنبه 6 آذر1386
   

 

 

شکست عشق


 

        سیـب سـرخی را بـه من بخشیـد و رفـت عاقبـت بر عشـق مـن خنـدیـد و رفـت اشـك در چشمــان سـردم حلقــه زد بـی مـروت گریـه ام را دیــد و رفـت چشـم از مـن كنـد و دل از مـن بریـد حـال بیمـار مــرا فهـمیــد و رفـت بـا غـم هجــرش مــدارا مـی كنـم گـر چـه بر زخمــم نمك پاشید و رفـت

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - جمعه 2 آذر1386
   

 

 


 

     دوستم داشته باش دوستم داشته باش بادها دل تنگ اند دست ها

 بيهوده چشم ها بي رنگند

 دوستم داشته باش شهر ها مي لرزند برگ ها مي سوزند ياد ها مي گندند

باز شو تا پرواز سبز باش با اواز اشتي کن با رنگ عشق بازي با ساز

دوستم داشته باش سيب ها خشکيده ياس ها پوسيده شير هم ترسيده

دوستم داشته باش ابرها در راهند

دوستت دارم ها چه کوتاه اند  اه چه کوتاه اند

دوستت خواهم داشت بيشتر از باران گرمتر از لبخند داغ چون تابستان

دوستت خواهم داشت شادتر خواهم شد ناب تر بارور خواهم شد

دوستم داشته باش برگ را باور کن افتابي تر شو

دوستم داشته باش ابرها در راهند دوستت دارم ها اه چه کوتاه اند  اه چه کوتاه اند

خواب ديدم در خواب اب ابي تر بود روز پر سوز نبود زخم شرم اور نبود

خواب ديدم در تو رود در تب مي سوخت نور گيسو مي بافت باغچه گل مي بافت

دوستم داشته باش عطرها در راه اند اه  دوستت دارم ها چه کوتاه اند چه کوتاه اند

دوستم داشته باش ابرها در راهند بادها دل تنگ اند...

  
 
 لینک نوشته - .:: SoHeyL ::. - دوشنبه 28 آبان1386